محمد مهدى ملايرى

275

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

راهنمايى مفيد باشد . يكى از آن مطالب اين است كه از نظر جغرافيايى نهضت علمى اسلام نه در حجاز مركز اصلى اين دين ، و نه در سوريه كه آنجا را از مراكز مهم فرهنگ روم و يونان شمرده‌اند شروع شد ، بلكه در عراق يعنى سرزمينى كه تا كمى قبل از اين تاريخ مركز دولت ايران و يكى از كانونهاى مهم فرهنگ و تمدن ايرانى بود و تا اين تاريخ هم هنوز از لحاظ علمى و فرهنگى بيشتر خصوصيات خود را حفظ كرده بود آغاز گرديد . و از نظر سياسى و اجتماعى هم اين نهضت نه با رهبرى سازمان‌نيافتهء نخستين خلفا و نه با حكومت عربى امويان بلكه با خلافت اسلامى عباسيان مقارن بود . منظور از قيد اسلامى در خلافت عباسيان بيان خصوصيت اين خلافت است كه بر خلاف دورهء امويان كه مسلمانان غيرعرب در حكم ملل مغلوب به شمار مىرفتند و اثرى در پيشرفت جامعهء اسلامى نداشتند ، در اين دوره مسلمانان غير عرب و به‌خصوص ايرانيان نيز حقى و اثرى در حكومت و مسير جامعهء اسلامى داشتند ، اثرى كه در بعضى از رشته‌ها و از آن جمله در علم و ادب اگر بيشتر از خلافت نبود كمتر از آن هم نبود ، به همين جهت خلافت عباسيان به هدفهاى اسلام نزديك‌تر بود و بيشتر از خلافت عربى امويان جنبهء اسلامى داشت . سؤالى كه در بررسى علل و عوامل اين نهضت در اين مورد به ذهن مىگذرد اين است كه آيا تقارن اين نهضت با اين‌دو رويداد بزرگ تاريخى ، يعنى انتقال جغرافيايى مركز خلافت و تحول عميق و درونى خود خلافت كه نتيجهء آن شركت همه‌جانبه و مؤثر ايرانيان در ادارهء امور آن گرديد ، صرفا يك تصادف تاريخى و زمانى بوده يا اين‌كه واقعا اينها خود از علل و عوامل اين نهضت بوده‌اند ؟ ظاهرا در شق دوم يعنى اين‌كه اين‌دو رويداد از علل و عوامل اين نهضت بوده‌اند هيچگونه شك و ترديدى براى محققان وجود ندارد و اين گفتهء جورج سارتن كه : « تمدن اسلامى نتيجهء پيوند جوانهء نيرومند عرب بر روى پايهء برومند تمدن ايرانى بوده و راز نيرومندى عجيب و تحول ملكات و فضائل